شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 3

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و اسكولهاى فيلسوفان نسخه‌هاى ارزنده‌اى يافت مىشده است . دورينگ در سرگذشت نامه‌هاى كهن ارسطو ( ص 337 - 338 ) از كتابخانهء او و از گفته‌هاى استرابن و گليوس و ديوگنس لائرسيوس و آثنائوس از كتابخانهء خود او و كتابخانهء لوكئيون و خانهء خود او كه خوانشگاه خوانده مىشده است ياد كرده است و چنان كه در ديباچهء نجات ( ص 70 ) نوشته‌ام در پربلماتاى او از اندازهء كتاب و از خوابيدن با خواندن آن ياد شده است . 2 - بازار وراقت و داد و ستد برگها همين نوشته‌ها و دفترها دست به دست مىگشت و از آنها رونوشتها و درنويسها برمىداشته‌اند و كار به داد و ستد و خريد و فروش هم ميكشيد و همانها به بازار مىآمد و نوشتن آنها و سنجيدن نوشته‌ها با يكديگر و درست ساختن آنها و آراستن و در جلد گذاردن و به ساخت دفتر و كتاب در آوردن آنها خود هنر و پيشه‌اى به شمار آمد و چندين هنرمند و پيشه‌ور از سازندگان كاغذ و سياهى و رنگ و مسطره و خامه و خوشنويس ، نيز جلدساز و زركوب و مذهب و رنگ‌آميز بايستى بدين كار بپردازند ، گذشته از كار سنجش و مقابله و تصحيح كه ناگزير دانشمندى بدان مىپرداخته است . همين سر و كار داشتن با برگهاى دفتر و كتاب را « وراقت » مىگفته است كه از « ورق » همان « برگ » فارسى گرفته شده است . در سدهء پنجم پيش از مسيح داد و ستد دفتر و كتاب در شهر آتن خودروايى داشته و شيفتگان دانش و هنر و فلسفه آنها را مىيافتند و از آنها بهره مىبردند و در گنجينه‌هاى خويش مىگذاردند و از همين جا كتابخانه‌هاى كوچك و بزرگ پيدا شده است .